در ایران / سابقه وقف در ایران به قبل از اسلام برمی گردد .
از زمان پیدایش ادیان و معابد و پرستشگاهها و زیارتگاهها در روى زمین، موضوع نذر و نیاز و زیارت نیز وجود داشته است، زیرا امور معابد و زیارتگاهها معمولاً از طریق هدایا و نذورات پیروان آن ادیان و معابد و یا از محل درآمد اراضى موقوفهاى بوده که وقف یا نذر بر آن معبد یا پرستشگاه یا زیارتگاه مىشده است و روحانیون مخصوصى تصدى انجام این امور را به عهده داشتهاند.
در ایران باستان نیز نذر و وقف، ریشهاى دیرینه دارد و از زمان ورود آریاها به فلات ایران و هندوستان، نذورات و موقوفات معابد و زیارتگاهها وجود داشته است . اقوام آریایی، بهویژه ایرانیان، به پیروی از آیین و کیش خود، دارای موقوفات و نذورات بسیاری برای نگهداری معابد و آتشکدههای خود بودهاند .پارهای از این موقوفات، هم اکنون نیز در نزد برخی از شهرهای ایران، مثلیزد وکرمان باقی و دایر است.
دوره هخامنشیان (550 تا 330 پیش از میلاد)
نذورات و وقف اموال به آتشگاه ها و معابد در ایران باستان متداول بوده است. در این دوران عمده ترین زمین های فئودالی، املاک خالصه وقفی بوده و معابد بر املاک وسیعی تسلط داشتند که این زمین ها از طرف پادشاه و یا بزرگان و فئودال های محلی به منظور جلب پیشوایان مذهبی به پرستشگاه ها هدیه می شدند. کشاورزانی که در این قبیل زمین ها به کشت و زرع مشغول بودند، سهم مالکانه را می باید به هیربد یا کاهن بزرگ می دادند.
دوران سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان (212 پیش از میلاد تا 224 میلادی)
همان شیوه های هخامنشیان را محترم شمرده و ادامه دادند .
دوره راشدین (20 تا 40 ه.ق)
ایران در سال 651 میلادی به تصرف سپاه اسلام درآمده و بنا به روایتی زمین های آن که عنوان «مفتوح العنوه»به آن اطلاق می شد، جزو اراضی موقوفه محسوب گردید. در قرون اولیه اسلامی اوقاف روند معمولی و عمومی خود را داشت، تا اینکه در نیمه دوم قرن چهارم هجری دیوان اوقاف ایجاد شد. این دیوان نقشی مشابه وزارتخانه در سازمان اداری امروز را داشت. از جمله وظایف دیوان مذکور کنترل و رعایت مفاد وقفنامه ها در خصوص چگونگی بهره برداری و نحوه استفاده اوقاف بود.
دوران اموی، عباسی، طاهریان، صفاریان، سامانیان، علویان طبرستان، زیاریان(40 تا 434 ه.ق)
دوره ال بویه دوره غزنویان دوره سلجوقیان (428 تا 590 هجری )
گسترش یافتن اوقاف در ایران ، باعث شد در قرن چهارم هجری قمری ، یعنی دورۀ حکومت آل بویه ، دیوان اوقاف با هدف سامان دادن نظارت بر کلیۀ شئون وقف تشکیل داده شود . در دورۀ فرمانروایی سلاجقه هم وقف گسترش بسیار یافت و متولیان اوقاف ، هر چه بیشتر تحت نظارت تشکیلات حکومتی درآمدند . یکی از مهمترین جلوه های موقوفات این دوره را در مدارس نظامیه می توان دید .
شاهان ، شاهزادگان و وزرا آن دولت در شهرهای بزرگ ایران از جمله اصفهان ، شیراز ، ری و…املاک بسیاری را برای امور فرهنگی ، بهداشتی و دینی وقف کردند .
در دوره سلجوقیان اوقاف گسترش نسبتاً زیادی یافت و نظارت ویژه ای از طرف حکومت مرکزی بر اوقاف اعمال شد. در این دوران، مخصوصاً زمانی که خواجه نظام الملک نقش وزارت را به عهده داشت موقوفات زیادی را به ویژه برای احداث، نگهداری و اداره نظامیه ها به وجود آورد.
دوره ایلخانیان
مصادف با حمله مفولها بود و انان بسیاری از موقوفات تصرف کردند . مجموعۀ ساختمانهای ربع رشیدی که در دوران غازان ساخته شده بود از جمله موقوفات برجسته در دورۀ ایلخانان محسوب می شود .اما این دوره مصادف است با حمله مغولها به ایران . در اوایل تسلط آنان بسیاری از املاک موقوفه مصادره و به صورت املاک خالصه دولتی در آمد. ولی پس از تشرف به اسلام خود مشوق اوقاف شدند، به ویژه در دوران غازان خان که موقوفات زیادی برای امور خیریه ایجاد شد. اهمیت و وسعت موقوفات به ویژه در دوران رشیدالدین فضل الله موجب شد تا تشکیلات منظمی برای اداره موقوفات و تحت نظارت قاضی القضات به وجود آید.
دوران تیموریان، قراقویونلو، اق قویونلو،مرعشیان و صفویان
موقوفات در حال افزایش بودند و در دوره های تیموری و صفویه به منتهای درجه رسید ؛ چنان که بسیاری از موقوفات بزرگ در اصفهان ، خراسان ، اردبیل ، تبریز و شیراز از بقایای این دو دوره است . در دورۀ صفویه دامنۀ وقف گسترش بیشتری یافت ؛ به حدی که در شهرهایی همچون اصفهان ، زمین های اندکی برای وقف کردن باقی مانده بود و واقفان به شهرهایی دیگر همچون یزد و کرمان روی آورده بودند ، البته مصارف موقوفات و ساختمانهای وقفی در دوره صفویه که تشیع جانشین تسنن شد ، تغییرهایی گاه عمده یافت و حتی خود شاهان هم موقوفات زیادی داشتند ؛ به ویژه شاه عباس اول که همه اموال، رقبات و املاک خالصه را وقف کرد و دوران حکومت او عصر اوج گسترش موقوفات به شمار می رود . به تبعیت از پادشاه بسیاری از حاکمان مناطق نیز املاک فراوانی را در سر تا سر مملکت به صورت وقف درآوردند. درآمد حاصل از موقوفات ، بیشتر در امور اجتماعی صرف می شد و در این دوران بسیار از املاک، وقف مقاصد خیریه مخصوصاً وقف بقاع متبرکه و از همه بالاتر آستانه امام رضا(ع) در مشهد و حضرت معصومه (س) در قم شد. شاید بتوان گفت در زمان شاه عباس اول بیش از هر دوره دیگری بر تعداد املاک موقوفه اضافه شد. همچنین به دلیل توسعه فراوان اوقاف در زمان صفویه تشکیلات نسبتاً وسیعی برای اداره اوقاف ایجاد شد. در دوره صفویه است که برای اولینبار در نظام اداری و اسناد دیوانی با نام «وزیر موقوفات» بر میخوریم .
دوره افشاریان
در دوره نادر شاه، برخلاف گذشته اوقاف محدود شد؛ به گونه ای که در سال های آخر سلطنت نادرشاه، طی فرمانی همه اوقاف به صورت املاک خالصه درآمده و تحت عنوان «رقبات نادری»در دفاتر مخصوصی ثبت شد. با توجه به اوضاع و احوال پیش آمده در این دوران برخی از متولیان نیز از فرصت استفاده کردند و به دلیل فرصت طلبی یا عدم موافقت با فرمان دولت، وقفی بودن املاک تحت تولیت خود را انکار کردند و یا برای جلوگیری از تصرف دولت به نام خود ثبت می کردند.بنابراین از زمان نادر شاه حرمت و قداست اوقاف از بین رفت
دوره زندیان
در دوره زندیه، کریمخان برای تأیید و احیای دوباره موقوفات، وزیری «بالانفراد والاستقلال» در امر موقوفات برگزید .
دوره قاجار
در عصر قاجار نیز وقف از اهمیت بسیار برخوردار بود ؛ چنانکه در نظام سنتی این حکومت ، اغلب نهادهای مدنی در قالب وقف و متکی بر نظام وقفی عمل می کردند . در دوره قاجار ، اوقاف نه تنها از مالیات معاف بودند ، بلکه در یک دوازدهم از درآمد حاصل از مالیاتهای دولت سهیم می شدند . در این دوره نظام حاکم بر ادارۀ مدارس ، مبتنی بر وقف بود .
دوره پهلوی
تا آستانۀ انقلاب مشروطه ، وضع اوقاف دچار آشفتگی بود. اما آغاز ایجاد تشکیلات اوقاف در ایران به طور قطع پس از استقرار مشروطیت و به دنبال وضع قانون تشکیل ((وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه)) در مجلس شورای ملی است .قانون مدنی که مقتبس از فقه اسلامی میباشد درباره ی وقف به صورت خاص سخن گفته و مواد قانونی ، آیین نامه ها و مقرراتی برای آن تنظیم شد . در قانون اساسی ، ادارۀ کل اوقاف ، زیرمجموعۀ وزارت معارف و اوقاف محسوب می شد . در سال 1313 قانون اوقاف ، مشتمل بر 10 ماده از سوی مجلس شورای ملی تصویب شد بدین ترتیب تا سال 1328 ادارۀ اوقاف همراه اداره های فرهنگ بود و ریاست هر دو را یک نفر بر عهده داشت ؛ ولی از آن زمان به دلیل گسترش دامنۀ فعالیت هر دو اداره آنها از هم تفکیک شدند .اما با وجود ایجاد وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه سیاست خاص و سازنده ای درباره اوقاف به اجرا درنیامد.
در سال های 1330 قانون فروش املاک موقوفه و سپس در جریان اصلاحات ارضی اجاره طولانی مدت 99 ساله پیش بینی شد که این قوانین به دلیل مقایرت با مذهب و قانون وهمچنین مخالفت رهبران مذهبی به صورت کامل به اجرا درنیامد و تنها بهانه ای برای از بین رفتن تعدادی از موقوفات شد .
جمهوری اسلامی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تاکید امام راحل و سپس رهبر معظم و همچنین مراجع عالیقدر بر اهمیت موقوفات ، عملکرد موقوفات وارد مرحله ای کاملاً جدید شد . در دیماه 1363 قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و نام آن به «سازمان حج و اوقاف و امور خیریه»تغییر یافت و سازمان دهی فعالیتهای آن گسترده تر از قبل شد.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدسه قم / راسخون