اصطلاحات وقف

واقف: وقف کننده، وی باید هنگام وقف از شرایط عمومی معامله از جمله؛ بلوغ، عقل، اختیار و حّق تصرف در مال برخوردار باشد.

موقوفه: مالی که عین آن حبس و ثمرۀ آن تسبیل شده است و از طرف واقف برای مصرف معینی وقف گردیده و از جهت داشتن شرایط صحّت، تمامیت یافته و دارای شخصیت حقوقی شده است ..

وقف نامه: سندی که از سوی واقف تنظیم می شود و در آن نام موقوفه و اسم واقف و محل و خصوصیات رقبات و چگونگی مصارف آن ها و نام متولّی درج می گردد..

موقوف علیهم: افراد، اماکن یا اموری که واقف، در وقف نامه مصرف عواید یا بهره برداری از موقوفه را برای آن ها قرار داده است .

متوّلی موقوفه: شخصی است که به استناد مفاد وقف نامه و یا حکم دادگاه جهت ادارۀ موقوفه تعیین     بشود. اگر متولّی با توجّه به مندرجات وقف نامه تعیین شود،متولّی منصوص نامیده می شود وگرنه منصوب یا متصّدی خوانده می شود..

نایب التولیه: شخصی که از طرف متولّی به استناد متن وقف نامه و یا براساس موازین شرعی و قانونی به وی تفویض اختیار گردد. مدت و حدود اختیارات نایب التولیه توسط متولی تعیین می گردد.

رقبه: به کوچک ترین واحد شمارش املاک موقوفه اطلاق می شود. هر موقوفه یا مکان مذهبی ممکن است دارای یک یا چند رقبه باشد.

ضمّ امین: در مواردی که به موجب رأی دادگاه، ادارۀ موقوفه بایستی با دخالت شخص دیگری علاوه بر متولّی انجام پذیرد، این عمل ضمّ امین و شخص تعیین شده، امین منضم نامیده می شود .

ناظر: شخصی است که به استناد مفاد وقف نامه ، ادارۀ امور موقوفه با اطّلاع یا تصویب وی صورت می گیرد و بر دو نوع است؛ ناظر استصوابی و ناظر اطّلاعی .

اجاره (عین موقوفه): اجاره عقدی است که به موجب آن، منافع مالی به مدّت معیّن و در قبالِ عوض مالیِ معینی به دیگری تملیک می شود. اجاره دهنده « موجر » و اجاره گیرنده « مستأجر » نامیده می شود. اجاره دادن عین موقوف چه از طرف موقوف علیهم و چه از طرف متولّی صحیح است..

پذیره: وجهی است که به هنگام ایجار اراضی موقوفه با اعطای حقّ تملک اعیان به مستأجر، به عنوان پذیرۀ ابتدایی و یا به هنگام نقل و انتقال رقبات به عنوان پذیرۀ انتقالی، حسب مورد، به نفع موقوفه، با رعایت آیین نامۀ مربوط دریافت می شود..

اهدایی: وجهی است که به هنگام استیجار قانونی، به موقوفه تقدیم می گردد..

اجرت المثل:    .
حقّ التولیه: متولّی در قبال اعمال تولیتی (مدیریتی) خود نسبت به موقوفات، برابر میزانی که در وقف نامه تعیین شده دریافت می دارد و در غیر این صورت، حق التولیه ۸ درصد از درآمد خالص موقوفه می باشد.

حقّ النّظاره: ناظر به میزان مقرّر در وقف نامه مبلغی را بابت نظارت بر امور موقوفه اخذ می کند. چنانچه میزان آن در وقف نامه تعیین نشده باشد، حّق النّظاره ۴ درصد از درآمد خالص موقوفه است.
نظارت: بر دو نوع است؛

بودجه: پیش بینی درآمد و هزینۀ موقوفه یا اماکن مذهبی است که براساس اسناد و مدارک اجاره، وقف نامه، اساسنامه و… در فرم مخصوص برای یک سال مالی تنظیم می شود ..

متصرّف: حسب مورد، زارعان صاحب نسق یا قائم مقام قانونی آنان، مالکان اعیان و اشخاصی که به گونه ای عرصه و یا عرصه و اعیان موقوفۀ تبدیل یا فروخته شده را در ید و اختیار دارند..

مبرّات مطلقه: آن است که واقف، مصرف درآمد را برای احسان، خیرات و بریات بدون قید و وصف اختصاص داده باشد.

مجهول المصرف: موقوفه ای است که به علّت فقدان و یا از بین رفتن قسمتی از وقف نامه و یا اجمال و ابهام عبارات وقف نامه، نوع مصرف عواید آن مشخص نباشد ..

متعذر المصرف: مقصود آن است که صرف درآمد موقوفه در مصارف مقرّر به علّت فراهم نبودن وسایل و یا انتفای موضوع و یا عدم احتیاج به مصرف، مقدور نباشد ..

حبس: یعنی این که مالکی تمام یا قسمتی از مایملک خود را برای مدّت زمانی (معین یا الا ابد ) وقف کند. به طور کلی اگر ملک یا اموالی که نگهداری یا حبس می گردد، حبس آن دائم یا مؤبد و ابدی باشد محکوم به وقف است و چنانچه برای نگهداری ملک و مصرف درآمد، واقف زمان معین نماید. درآن مدت به آن حبس می گویند و ملک یا اموال را محبوسه و شخص وقف کننده را حابس می نامند.

مصلحت وقف: عبارت است از تأمین نظر واقف، تأمین منافع موقوفه و موقوف علیهم و کلا رعایت غبطه وقف

 
بطون لاحقه به کسانی اطلاق می شود که بعد از موقوف علیهم فعلی طبق مفاد وقف نامه، مصداق موقوف علیهم قرار خواهند گرفت

اقسام وقف   به اعتبار موقوفه و موقوف علیه به انواع زیر تقسیم می شود

الف) به اعتبار موقوفه:
الف) وقف انتفاع: نوعی از وقف است که موقوف علیهم آن ها، از عین موقوفۀ استفاده می کند.
الف) وقف منفعت: نوعی از وقف است که موقوف علیهم آن ها، از منافع و درآمد موقوفه استفاده می کند.
ب) به اعتبار موقوف علیه

وقف عام وقفی است که در جهت و مصلحت عمومی و با عناوین عامه باشد. مانند وقف بر مساجد، مدارس

وقف خاص وقفی است برای شخص یا اشخاص معین و محصور

رقبه : در اصطالح حقوق ی عبارت است از یک واحد ملکی غیر منقول و در اصطالح اوقافی عال وه بر آن، اموال منقول و غیرملکی اعم از تجهیزات، سهام، آب ، اشجار و … را نیز شامل می شود . رقبه بالمعارض : رقبه ای که مالکیت آن متعلق به موقوفه است و هیچ یک از اشخاص حقیقی یا حقوقی در آن دارای حق نمی باشند ؛ و اما رقبه ای که به موجب قوانین و مقررات یا برابر قرارداد اجاره، حقوق آن همانند مالکیت اعیان،نسق زارعانه، حق زارعانه، حق کسب و پیشه، حق سرقفلی و … به اشخاص واگذار شده باشد ؛ دیگر رقبه بالمعارض محسوب نخواهد شد . رقبه کشاورزی : به ملکی گفته می شود که به منظور عملیات کشت و کار و تولید محصول و هر آنچه وابسته به بخش کشاورزی و تداوم تولید، مورد استفاده قرار می گیرند ، که شامل اراضی زراعی)اعم از آیش، دیم و آبی( و یا به صورت باغ ـ گلخانه ـ استخر پرورش ماهی ـ دامداری ـ مرغداری و … می باشند . مستغالت : به کلیه اموال غیرمنقول مستقر در یک ملک اعم از زمین ، ساختمان ، محصوالت کشاورزی ، مواد معدنی و آب های زیرزمینی گفته می شود.

پذیره : وجهی است که به هنگام ایجار اراضی موقوفه با اعطای حق تملک اعیان به مستاجر ، یا در مواردی همچون انتقال، تغییر کاربری و غیره، حسب مورد به ترتیب از مستاجر دریافت می گردد . اهدایی : وجه نقدی یا مال غیرنقدی است، که مستاجر به هنگام استیجار قانونی، با رضایت به موقوفه تقدیم می نماید. زمین : به رقبه یا واحد ملکی)غیرمنقول( اطالق می شود که حقوق یا منافع اعیان آن منفک و واگذار نشده است .

 

عرصه : برابر مقررات ثبتی ، زمینی که در آن اعیان ایجاد شده باشد را عرصه می گویند.

اعیانی : به اموال غیر منقول یا درحکم غیر منقول ، اعم ازابنیه و اشجار موجود بر روی اراضی را گویند .

حق تملک اعیان : اجازه احداث اعیانی و اعطای حق مالکیت بر اعیان و اعیانی به اشخاص در رقبات و امالک وقفی را می نامند .

حقوق مکتسبه : حقوقی که تحت شرایط قانونی و قراردادی برای شخص متصرف یا مستاجر حاصل شده باشد را می گویند، از قبیل حق مالکیت اعیان، تحجیر، حق کسب و پیشه، حق سرقفلی، حق غرس اشجار، حق نسق زارعانه و نظایر آن .

حق سرقفلی : سرقفلی حقی است معوض که با تراضی مالک و مستاجر در قبال عوض یا پرداخت وجهی به مالک برای مستاجر در رقبات تجاری ایجاد می شود، به عبارت دیگر، سرقفلی وجهی است که در ابتدای قرارداد و در وقت گشودن محل کسب و تجارت از طرف مستاجر به مالک پرداخت می گردد، و منشأ آن نیز قرارداد است. حق کسب و پیشه یا تجارت : حق کسب و پیشه یک حق مالی و تدریج الحصول است که منشأ قانونی دارد و به تبع مالکیت انتفاع و اجاره محل کسب و یا تجارت حاصل می شود و تابع تملک منافع است و مبنای آن نیز قانون روابط مالک و مستأجر مصوب سال 1339 و متعاقباً تاکیدات قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1356 و اصالحیه آن در سال 1365 می باشد .
انتقال قهری : انتقال غیر ارادی مالکیت مال منقول یا غیرمنقول از شخصی به شخص دیگر بدون اینکه در انجام انتقال، اراده و توافق طرفین موثر باشد، مانند انتقال مال مورث به ورثه . تفکیک : در زمین عبارت است از تقسیم یک قطعه زمین به قطعات کوچک ت ر و در ساختمان عبارت است از جداسازی و تفکیک واحدهای احداث ی به واحدهای مستقل . افراز : عبارت است از جدا کردن سهم مشاع شریک از سهام سایر شرکا به نحوی که حدود و ثغور سهم هر یک از شرکا کامل مشخص و مستقل گردند . به عبارت دیگر، تقسیم مال غیرمنقول و اموال منقول مشاع بین شرکا به نسبت سهم آنان، خواه به تراضی باشد یا به حکم دادگاه . تجمیع : ادغام دو یا چند رقبه هم جوار یک موقوفه با یکدیگر است . الحاق : اضافه کردن ملکی به درخواست مالک آن به ملک همجوار )موقوفه ( را الحاق می گویند . کاربری : نوع و نحوه ی استفاده مجاز از رقبه که با توجه به طرح تفصیلی شهر و طرح هادی روستاها و شهرک ها توسط مراجع ذیصالح مشخص می شود را کاربری می گویند . تغییر کاربری : تغییر نوع بهره برداری با رعایت ضوابط و مقررات قانونی )به منظور افزایش بهره وری ( در مورد اجاره را تغییر کاربری گویند .

بهای عادله روز : قیمت معامالتی روز )عرضه و تقاضا( موقوفه با توجه به شرایط خاص و ویژه همان رقبه است .

کارشناس رسمی : به فردی گفته می شود که عالوه بر دارا بودن پروانه کارشناسی رسمی معتبر، از تخصص الزم و صالحیت ارزیابی در رشته مربوطه، برخوردار است . خبره محلی : فردی است که دارای تجربه و آگاهی الزم در برخی از رشته های تخصصی را داشته و مورد وثوق، ولی فاقد پروانه کارشناسی رسمی بوده و به موجب ماده )29 )قانون راجع به کارشناسان رسمی(مصوب 23/11/1317 )توسط مقامات صالحیت دار انتخاب می شود . تغییر شغل : منظور تغییر شغل رقبه تجاری از یک شغل در یک اتحادیه به شغلی در اتحادیه دیگر می باشد .

عقد اجاره : اجاره عقدی است الزم که به موجب آن مستاجر در مدت معین مالک منافع عین مستاجره)عرصه، اعیان، زمین، آب، خودرو، تجهیزات و …( می شود . تملک و تملیک : تملک مصدر باب تفعیل و به معنی “مالک شدن” یا “تبدیل و پذیرش مالکیت” است و از منظر حقوقی نیز قصد انشا در قبول و پذیرش مالکیت می باشد . تملیک مصدر باب تفعیل و به معنی “ملکیت درآوردن” و در اصطالح حقوقی قصد انشای ایجاب کننده برای انتقال مال خود می باشد .

صلح عمری : مالک با تنظیم قرارداد صلح عمری در یکی از دفترخانه های اسناد رسمی، ملک را به نام متصالح منتقل می نماید و با قید این شرط که تا زمانی که مالک یا منتفع در قید حیات است، حق استفاده از منافع ملک و اجاره دادن به هر شخصی را به مدت عمر خود را دارد